ابو منصور ريابي

ابومنصور از وزرای طغرل فرزند میکاییل فرزند سلجوق بنیانگذار سلسله سلجوقیان بوده‌است. هم اکنون در روستای ریاب واقع درشهرستان گناباد مزاری هست که به مدفن ابو منصور شهرت دارد. برادرش ابوسعید نیز از وزرای صاحب جاه و قدرت بود. وی عادت داشت که قبل از اتمام دعا و نماز صبحگاه به امر دیگری نپردازد. مورخین نوشته‌اند که روزی در حالی که هنوز نمازش تمام نشده بود، فرستاده شاه رسیده و گفت باید هر چه زودتر به خدمت شاه برسد. ابومنصور اعتنایی نکرد و طبق معمول نمازش را به پایان رساند. شاه که از تاخیر او بسیار ناراحت بود علت را جویا شد. ابومنصور گفت:«من بنده پروردگار عالمیانم و چاکر شهریار جهان. با خود نذر کرده‌ام که هر صبح تا از عرض بندگی و نیاز به درگاه کریم کارساز نپردازم خود را در سلک ملازمین درگاه و قایمین به خدمت سلطان منتظم نسازم.» این جواب مورد پسند سلطان واقع شد و او را بخشید 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
 
 
 

محمد پروین گنابادی


محمد پروین گنابادی در سال ۱۲۸۲ در کاخک گناباد متولد شد. پدرش عباس امیری دلوییملقب به شمس الذاکرین دلوییگی  مردی روحانی و اهل علم بود.

از ۱۵ سالگی برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و وارد مدرسه فاضل خان شد. مدتی بعد در زمره شاگردان برجسته ادیب نیشابوری در آمد و با اشارت وی تخلص «پروین» را برگزید و بعدها با توجه به علاقه‌ای که به زادگاهش داشت «گنابادی» را نیز بدان افزود. وی مردی بود سختکوش، دوستدار ایران و زبان و ادبیات فارسی، و بدین منظور از دو طریق فعالیت می‌کرد: کار سیاسی و کار آموزشی.

فعالیت‌های سیاسی وی در حزب توده ایران سبب آن شد که در ۱۳۲۲ از طرف مردم سبزوار بهمجلس شورای ملی فرستاده شود. در مجلس شورای ملی عضو فراکسیون توده بود.

کارهای آموزشی وی در سطوح مختلف از دبستان شروع و به تدریس در دانشگاه تهران خاتمه یافت. در تنظیم لغت نامه دهخدا بسیار فعال بود و بسیاری از سرفصلهای این لغت نامه را نوشت و بسیاری دیگر را اصلاح نمود در سال ۱۳۵۷ بر اثر بیماری و در گمنامی و با زندگی فقیرانه بدرود حیات گفت.

تالیفات[ویرایش]

از وی ده‌ها مقاله و کتاب (ترجمه یا تالیف) باقی مانده‌است که چندتای آن را ذکر می‌کنیم:

  • مقدمه ابن خلدون (۲جلد)
  • روح تربیت (گوستاو لوبون)
  • دستور زبان فارسی و خودآموز املا و انشا (۳جلد)
  • تصحیح تاریخ بلعمی (از روی کار ناتمام محمدتقی بهار)

 

ملا مظفر گنابادي

ملا مظفر گنابادی از منجمان و ریاضی دانان ایران در دوره صفوی است. زادگاه وی گناباد از شهرهای استان خراسان رضوی می‌باشد. نام اصلی او محمد قاسم بوده است و به نام پدرش ملا مظفر معروف گردید. در ریاضی تالیفاتی از خود به جای گذاشت. وی معاصر شاه عباس بزرگ صفوی بود و در طالع بینی نیز تبحر داشت و به همین دلیل به جمع درباریان شاه عباس پیوست. چون این شاه به منجمین و طالع بینان اعتقادی تام داشت. پس از ملا مظفر تا چندین نسل ذریت او کار جدشان را ادامه داده و در دربار شاهان صفوی خدمت می‌کردند.

 

معماري روستاي عمراني

مجموعه معماري روستاي عمراني

                                
در فاصله حدود 20 کيلومتري شمال گناباد و مجاور پاسگاه عمرانی مجموعه عظيم معماري محصور در برج و بارو مشاهده مي شود که به عمراني شهرت دارد اين روستا تا حدود سي سال پيش مسکوني بوده ، در حال حاضر بافت قديمي و تاريخي خود را کاملا حفظ نموده و بادگيرها و تاسيسات دفاعي آن پا برجاست، اين روستا علاوه بر معابر و بقاياي معماري سنتي ارزشمند داراي يک مسجد، حمام، رباط و دو آب انبار بزرگ است که متعلق به دوران سلجوقي تا صفوي است روستاي متروکه عمراني به عنوان الگويياز يک ابادي کويري قابل مطالعه است.

يخدان كوثر بيدخت

                                                               يخدان كوثر گناباد

این پدیده معماری در حدود 4 کیلومتری شمال شرقی بیدخت ، در مجاورت روستای متروکه کوثر که دارای قناتی به همین نام می باشد واقع است . یخدان کوثر مجموعه ای از یک فضای مدوّر با پوشش مخروطی و دیواری طویل و بلند عمود بر یخدان که به دیوار سایه اندازه معروف است می باشد و اتاقک هایی در مجاورت آن وجود دارد . در فصل زمستان آب باران که معمولاً در بندهای خاکی جمع شده بعد از ته نشین شدن گل و لای آن به پشت دیوار سایه انداز هدایت می شده تا در سایه دیوار منجمد شود . محلی که آب در آنجا یخ می زده است به یخ چائون ( محل یخ گرفتن ، یخ گیر ) معروف است . سطح یخ چائون از سطح عمومی زمین حدود نیم متر پایین تر بوده و در مجموع یخ چائون به شکل کرت بسیار بزرگی به نظر می رسد . در محل یخ چائون به هنگام روز سایه ایجاد شده ، سرد مانده و برای یخ گرفتن شبانه مناسب می شد و دیوار سایه انداز برای وزش باد سرد و یخ زدن بیشتر آب ، سوراخ هایی به سمت یخ چائون دارد . پوسته یخی در شب در آنجا بسته می شده و به مناسبت سردی هوا آب فوراً یخ می زده و این عمل را بارها و بارها تکرار می کردند تا این که قطر یخ به حدود 30 سانتی متر و یا بیشتر برسد . محل یخچال که به « گود » شهرت دارد زیرزمین وسیعی است که تمام بدنه ، کف و طاق آن از گل و آجر ساخته شده است و گنبد آجری و ضربی آن 5/7 متر از سطح عمومی زمین بالاتر است و گود آن از سطح عمومی زمین حدود 5 متر پایین تر می باشد . در وسط گود چاهی کم عمق حفر شده است که آب های آب شده یخ به داخل این چاه برود ، ودر گوشه ای از آن پلکانی آجری از کف تا سطح زمین ساخته شده است که برای جابجایی قطعات یخ ها و برداشت یخ برای فروش بوده است . در وسط دیوار یخچال سوراخی تعبیه شده ( دروازه ) که سرسره ای با شیب از آن عبور می کرد ، کف سرسره آجری و یک طرفش متصل به محل یخ چائون و طرف دیگرش به  « گود » یخچال منتهی می شود . کارگران با تبر به شکستن یخ ها پرداخته و با چنگک هایی دسته بلند قطعات شکسته شده یخ را به جلوی دروازه کشیده و از دَر دهانه دروازه با شیب سرسره رها می کردند . هنگامی که کارگران قطعات یخ را از محل یخ چائون از طریق دروازه و سرسره به داخل چال « گود » رها می کردند قطعات یخ در کف کوره روی هم انباشته می گردید . و کارگران پس از پایان کار سُردادن یخ داخل گود شده و قطعات یخ را در کف گود می کشیدند تا سطح گود از یخ فرش گردد و این عمل را در اصطلاح « فرش یخ » می نامیدند و چون بین هر دو قطعه یخ شکافی باقی می ماند خرده یخ ها را در داخل این شکاف ها ریخته و  می کوبیدند تا شکاف ها پر شده و رگه های یخ ها سراسری و یک تکه به نظر آید . هر چند رگه یخ که روی هم قرار می دادند قدری نی یا سو یا کاه روی آن ریخته و رگه های بزرگ یخ را بدین ترتیب از هم جدا می نمودند تا قطعات یخ به هم نچسبند ، این کار در روزهای متوالی زمستان ادامه می یافت تا این که گود از یخ پر می شد . و دَر و دروازه یخچال را بعداً می بستند و از نمد نیز برای جلوگیری از ورود هوا استفاده می کرده اند . و معمولاً از اردیبهشت به بعد دَر یخچال را باز می کردند و یخ آن را دور گردانها از یخچال خریده و در بیدخت ، روستاها و آبادی های اطراف به فروش می رساندند . قطعات شکسته شده و خرد شده یخ در گوشه ای از اطاق فروش یخ روی هم انباشته شده و در گوشه ای از آن ترازوئی آویزان که یخ را وزن کرده و به مراجعین می دادند . قطعات یخ همانند یخچال های دیگر مناطق ایران اغلب کثیف و تکه های نی ، سو ، گِل و گاه و امثال آن را در برداشته است و آب باران نیز مقداری خار و خاشاک را با خود به محل یخ چائون می آورده که در لابه لای قطعات یخ جا می گرفتند ، با وجود این فروشندگان در کوچه ها فریاد می زدند ( بلور یخ ، آی یخ بلور ) در صورتی که از وسط قطعات یخ بلور به هنگام آب شدن در ظرف آب قطعات کوچک گل ، کاه و امثال آن در سطح آب ظاهر می گردید . فروشندگان برای جلوگیری از آب شدن یخ ها ، آنها را وسط پارچه می پیچیده اند و صبح زود برای فروش آن اقدام می کرده اند .معماری یخدان تماماً از عناصر گل و خشت شکل گرفته و فنون مهندسی جهت استقرار و استحکام بنا با درایت و آگاهی تمام رعایت شده است . همچنین ناودان های گنبد آن برای جلوگیری از فرسایش توسط آب باران بصورت پله پله از سفال ساخته شده تا هنگام پایین آمدن آب سرعت آن گرفته شود .  قدمت یخدان کوثر به یکصد سال نمی رسد اما به عنوان عنصری که بنا به وضعیت اقلیمی و دشواری های زندگی در بیابان های گرم گناباد چاره ساز بوده ، قابل تأمل و توجه است . این بنا در تاریخ 14/6/1380 در فهرست آثار ملی کشور به شماره ثبت 4501 به ثبت رسیده است .

نگارش

سیدرضا پورهاشمی شهری

قلعه دختر شوراب

تنها قلعه سنگی که نام دختر برآن نهاده شده به نام قلعه دختر شوراب یا ناهیداست که درشهرستان گناباد در استان خراسان‌رضوی واقع شده است.قلعه‌ای که پیش از اسلام مورد پرستش بود
 
قلعه دختر شوراب 3


به گزارش گروه استانهای باشگاه خبرنگاران جوان از مشهد؛ از نکات زیبای این قلعه شیشه‌هاو سفالهای رنگی هستند که در دل خاک مدفون شده و با کمی کندو کاو نمایان می شوندکه خود نشان از خوش ذوقی صاحب این ویرانه دارد.
قلعه دختر شوراب گناباد از ابنیه دوران ساسانی ، اسماعلیه و سلجوقیان، تشکیل شده از سه فضای معماری است که تمامی آنها به صورت برآمدگی بقایای ساختمانی از شرق به غرب بر روی محدوده قلعه بنا شده است.
 
قلعه دختر شوراب 1

بخش تحتانی آن مدخل قلعه ،با دیوارهای عریض و نیم برج‌های تقویت کننده است که قسمت فوقانی آن اختصاص به تالار‌ها ، اطاق‌های وسیع و برج‌های مدور و نیم دایره ای دارد .
وقتی از برج و بارو‌های قلعه رد شوید، به قسمت اصلی قلعه که پر از سفال است، میرسید ، این جا قسمت اصلی قلعه بوده و قسمت اتاق جلسات کمی پایین‌تر قرار دارد.
وجه تسمیه ی این قلعه دختر، به نام "ناهید" به معنای الهه آب و برکت و زیبایی است ، که پیش از اسلام مکان پرستش و احترام ایرانیان بوده و به گفته برخی از اهالی ،وجود قبر شاهزاده خانمی در این قلعه اینجا را معروف به قلعه دختر کرده است، هرچند در چند شهر دیگر ایران نیز قلعه هایی به نام دختر داریم.
قلعه دختر شوراب 5
قلعه سنگی دختر شوراب، در حدود 15 کیلومتری شهر گناباد در روستایی به نام شوراب و آن سوی شهر بیدخت بر فراز کوهی بلند و خطرناک قرار گرفته است.
برای رفتن به این قلعه تاریخی، از جاده ای اصلی وارد روستا می‌شوید و از کنار آب انبار ، گله گوسفندان و خانه‌های قدیمی عبور می‌کنید و کنار قناتی که آبش حال و حوصله حرکت ندارد و خشک است توقف می‌کنی. از اینجا را باید پیاده بروی.
این بنای کهن از دور به مانند تپه ایی بلند به نظر میرسد که در دوره ساسانیان برای نظامیان ساخته شده و بعد از اسلام در زمان سلجوقیان دوباره به کار آمده و بازسازی شده و بعد از آن زمان تا کنون رها بوده است.
قلعه دختر شوراب 2

از بلند‌ترین نقطه کوه ، روستا در معرض دید است که این اهمیت قلعه را نشان می‌دهد، قلعه ای که روزگاری در دست اسماعیلیان بوده و قومی که قلعه‌های اسرار آمیزشان معروف است.
در زیر این قلعه باغی با نام کلاته قرار دارد که امروزه دیگر قناتش آب زیادی ندارد.
پس از رسیدن به کلاته بالا رفتن از کوه سخت می شودو شما باید از وسط کوه رد شوید .در بالای این کوه حوضی با عمق حدود ۱۵۰ سانتیمتر وجود دارد که محل ذخیره آب بوده است .دیواره های این حوض با ساروج مقاومی که از نفوذ آب جلوگیری می‌کند پوشانده‌ شده که اکنون نیز کاملا سالم است.
قلعه دختر شوراب 4

دیوارهای سنگی بلندبا آجرهای سفالی بر بلندای آن سرتاسر قلعه را فراگرفته که اکنون فقط برشی از هر قسمت آن باقی مانده است زیرا مردم بومی آنجا برای زیباکاری خانه‌های قدیمی روستایشان از آجر های سفالی این قلعه استفاده کرده اند. 
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان از مشهد

غار سنو گناباد

                                   جاذبه ديگر گناباد غار سنو

غار سنو که در نزدیکی روستای سنو در شهرستان گناباد واقع شده است از انواع غارهای آبی است به طوری که حتی در خشکسالی‌های متوالی میزان آب موجود در غار تغییری نمی‌کند. غار سنو تا حدودی شبیه به غار علی صدر همدان است که تاکنون مورد کاوش و بررسی قرار نگرفته است.